حقیقت زندگی

نویسنده: سحر موضوع: وقت زندگی، 

 

زندگی حقیقتی است که همه ی جانداران با آن مواجه می شوند. منظورم از جانداران یعنی همه ی موجودات زنده اعم از انسان ها ، حیوانات ، گیاهان و هر چیز ریز و درشتی که حرکت می کند و یا نفس می کشد . من یک انسانم پس می خواهم درباره ی زندگی انسان ها بگویم .

بگذارید اول از خودم شروع کنم . من کسی هستم که حقیقت زندگیم را قبول دارم و با آن کنار آمده ام می خواهد چه بد باشد چه خوب.اما همه انسان ها افکار شبیه به همی ندارند و خیلی از آن ها مثل من فکر نمی کنند . روشن تر بگویم دوست دارند زندگی آن طور که باب میلشان است پیش برود برای مثال اگر فردی از اعضای خانوادیشان فوت کند، با حقیقت مرگ آن فرد روبرو نمی شوند و در آخر یا افسردگی می گیرند و یا از غم دوری آن خودشان هم دق می کنند.

به طور کلی زندگی کنونیشان را نمی پذیرند . دنیای این گونه افراد را ترس فرا گرفته است که نکند اتفاق بدی روی زندگیشان تاثیر گذار باشد .  

 

برچسب ها: زندگی،  

() نظرات

 

جعبه مداد رنگی ها

نویسنده: سحر موضوع: شیوه ی زندگی،  وقت زندگی، 

 

همه ما مداد رنگی ها توی جعبمون حاضر بودیم که صاحبمون اومد و گفت برای من نقاشی طبیعت رو بکشین . بعد از دقایقی مداد رنگی ها از جعبشون بیرون اومدن و آماده برای کشیدن نقاشی شدن . من دیر تر از همه مداد رنگی ها از جعبه بیرون اومدم چون می دونستم که این نقاشی به من نیاز نداره . روی میز آقای هاشمی ، صاحبمو میگم ، ایستاده بودم که صورتی اومد و گفت تو رنگ سفیدی ، به هیچ دردی نمی خوری اما من مد روزم چه پسر چه دختر منو می پسندن بعد از اون مشکی اومد و گفت من خیلی مشهورم صاحبم توی بیشتر کارها از من استفاده می کنه اما تو چی؟

نوبت سبز بود که منو تحقیر کنه . اومد جلو ، یک تنه ی محکم به من زد و گفت من رنگ طبیعتم به خاطر همین خیلی از من استفاده می کنن ولی تو ........

خلاصه هر کدوم از مداد ها با حرفاشون به من یک کنایه می زدن و می رفتن سر کارشون .

خیلی حالم بد بود انگار زمین و زمان روی سرم خراب شده بود . کم کم داشت کار مداد رنگی ها تموم می شد ، شب شده بود همه رفتن توی جعبه و خوابیدن اما من بیدار بودم اون شب توی آسمون اونقدر ستاره کشیدم تا تموم شدم.

اما الآن خیلی خوشحالم که توی جعبه ی مداد رنگی های بهشتی هستم و از این بابت خدا رو شکر می کنم.

پس همیشه سع کنیم تو زندگی سفید باشیم و موندگار

 

برچسب ها: زندگی، داستان،  

() نظرات